افكار سياسي او همانند دانته بود. ميهنپرستي ايتاليايي بود كه خواب وحدت را ميديد و مخالف هر نوع تفرقه بود. دوستار امپراتور هانري هفتم (1308 ـ 1313) بود. از هواداران ميانهرو قدرت پاپ بود، يا آن طور كه خودش ميگفت ((نه هوادار دستهٴ پاپ بود و نه هوادار دستهٴ امپراتور)).
او مورخ و در عين حال نويسندهٴ نظم و نثر لاتيني بود. شهرتش درعصر خويش بيشتر به دليل فعاليتهاي ادبياش بود، ولي ادامهٴ شهرتش ناشي از نوشتههاي تاريخي اوست. بهتر است نخست بدانها بپردازيم.
تعداد آنها چهارتاست:
1. تاريخ امپراتوري يا تاريخ اعمال هانري هفتم در 16 مقاله، مربوط به كارهاي هانري هفتم لوكزامبورگي در ايتاليا در سالهاي 1310 ـ 1313. هفت مقالهٴ اول بهويژه باارزش است. اين كتاب احتمالاً پيش از سال 1315 تأليف شده است.
2. درباب كارهاي ايتالياييان پس از هانري هفتم، كه در 14 مقاله ناتمام مانده و شرح حوادث تا سال 1331 است، در شرح مبارزات لومباردها با توسكانها پس از هانري هفتم.
3. لودويگ باواريايي. شرح حال امپراتور لودويگ چهارم (1314 ـ 1347) مربوط به سالهاي 1325 ـ 1329)
4. جزوهاي برضد كارارِسي كه در سال 1328 شهر را به كان گرانده دِلا اسكالا واگذاشت.
مهمترين اين آثار اولي و دومي است، ولي همگي ارزشي درخور توجه دارند، چون مورخي واقعي آنها را تأليف كرده (نه يك وقايعنگار) و كوشيده است تا توالي حوادث رويداده در زمان حيات خود را شرح دهد كه بسياري از آنها در حيطهٴ شناخت خودش بوده است. او را ميتوان با معاصران فلورانسياش دينو كمپانيي و جوواني ويلاني قياس كرد و شايد از آن دو برتر بود.
نخستين مورخ سدههاي ميانه است كه كوشيد سنت تاريخنگاري باستان را احيا كند و خود بيشتر از ليوي الهام گرفته بود و نثر لاتينياش خيلي برتر از معاصرانش است.
او پيش از سال 1316 يك تراژدي به شعر لاتيني نوشت كه داراي ارزش ادبي و تاريخي واقعي است. در آن كارها و سقوط اتچلينوي سوم دا رومانو (1194 ـ 1259) از رهبران معروف هواداران امپراتور و فرمانرواي جابر پادوا و ورونا توصيف شده است. داستان در پادوا رخ ميدهد و مردم در آن به صورت شخصيتهاي بازيگر واقعي نمايش داده شده است. موٴلف بيشتر تحت تأثير سبك سنكا بوده است.
او دو محاورهٴ فلسفي به نثر نوشت: درباب ارمغانهاي طبيعت و بخت؛ در رد حوادث نامساعد.
بالاخره نامهها و مرثيههاي وي (كه 21تاست) نشاندهندهٴ بسياري حوادث زندگي اوست.
بهويژه دوتايشان درخور توجه است، يكي خطاب به مارسيليوي پادوايي پزشك بزرگ و ديگري در ستايش هانري و كارهاي شايستهٴ او.